تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسباب النزول ( فارسي ) — صفحة 125

مساهمون:

ص١٢٥
ام مسطح زبان به سخن گشود و سخنى كه اصحاب افك بدان دامن زده بودند براى من بازگو كرد . عايشه گفت : وقتى من آن سخن را شنيدم جهان در نظرم تيره و تاريك شد ، و بيماريم رو به شدت نهاد ، و رنجى ديگر بر رنج بيماريم افزون گرديد ، اندوهگين و متحير با ديدگانى گريان و دلى بريان به خانه باز آمدم . رسول خدا ( صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم ) بر من وارد شد و به سان پيش سلام كرد و فرمود : كيف تيكم ؟ من عرض كردم آيا اجازه مىدهى پيش پدر و مادرم بروم و مقصود من اين بود كه از ناحيه آنها كسب خبر كرده و راجع به خود و آنچه در باره‌ام گفته‌اند آگاهى به دست آورم - رسول خدا ( صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم ) به من اجازه داد ، و نزد پدر و مادرم رفتم و به مادرم گفتم : مردم چه مىگويند و در بارهء من چه سخنانى بر زبان مىآورند ؟ مادرم گفت : بر خود سخت نگير و سخن كوتاه كن ، سوگند به خداوند كمتر اتفاق مىافتد زنى زيبا و دوست داشتنى كه محبوب شوهرش مىباشد و داراى هوو است بر وى حسادت نورزند و به داعيهء حسادت به زيان او سخن نگويند . عايشه به شگفت آمد و گفت : « سبحان اللَّه » آيا مردم با يكديگر با چنين سخنان ناروائى به گفتگو مىنشينند ، آيا چنين چيزى ممكن است ؟ ! عايشه گفت : در آن شب پيوسته تا بامدادان و همهء شبها تا صبح گريستم و اشك ديدگانم باز نمىايستاد و خواب به چشمانم نمىآمد . كار به جائى رسيد كه رسول خدا ( صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم ) با على بن أبي طالب ( عليه السلام ) و اسامة بن زيد در امر جدائى از اهل بيت خود به مشورت نشست . على بن أبي طالب گفت : اين كار چندان بر شما مشكل نيست ، و زنان ديگر فراوان هستند . اگر راجع به عايشه از كنيزك او يعنى « بريره » سؤال كنى او جريان حال عايشه را با صداقت براى تو گزارش مىكند . رسول خدا ( صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم ) بريره را فرا خواند و به وى فرمود : آيا در بارهء عايشه رفتارى كه مشكوك به نظر رسد و موجب سوء ظن نسبت به او گردد ديده‌اى ؟ بريره پاسخ داد : نه ، سوگند به خدائى كه ترا به حق مبعوث فرمود عايشه همانگونه خالص و پالوده از آلودگى است كه طلا در بوتهء زرگرى ، ناب است ، و يا گفته بود من هيچ انگيزه و موجب تهمتى در او نديدم جز آنكه كم سال و جوان است ، و آن زمانها كه آرد خمير مىكرد آنچنان از آن غافل مىشد كه گوسفند از آن پاره‌اى مىخورد . رسول خدا ( صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم ) از سر دلتنگى و اندوه بر فراز منبر آمد و فرمود : اى جماعت مسلمين ! چه كسى مرا در بارهء مردى معذور مىدارد كه مرا در مورد
اسباب النزول ( فارسي ) — صفحة 125 | السيد محمد باقر حجتي