آنان در جهت زيان آنان - به خاطر كردارى كه در پيش گرفته بودند - گواهى مىدهد .
در چنين روزى است كه خداوند متعال جزاء و كيفر آنها را - كه به حق است - با سنگ تمام مىپردازد [ و يا جزائى كه دين حق مقتضى آن است كاملا در مورد آنان معمول مىدارد ] . در آن روز در مىيابند خدا را ، و به اين حقيقت واقف مىگردند كه خداوند متعال تحقيقا همان حقى است آشكار كه حقايق امور را نيز آشكار و پديدار مىسازد .
خداوند متعال در طى اين آيات لعنت دنيا در آخرت و نيز عذاب عظيم را سزاى كسانى مىداند كه بيگناهان را متهم به زنا مىسازند ، بيگناهانى كه پاكدامن و بىخبر از بدى و بدكاران هستند كه گناه به قلب آنها خطور نمىكند و داراى ايمان نيز هستند .
و همين نكته عظمت جرم و گناه تهمت زدن به چنين بى گناهانى را تبيين مىكند . خود ايمان به تنهائى علت تامه براى اين حقيقت است كه تهمت زنا به افراد با ايمان ظلم است ، و كسى كه مورد تهمت قرار مىگيرد مظلوم به شمار مىرود . اما اگر ايمان با عفت و غفلت توأم باشد جرم و گناه سنگينتر شده كه كيفر آن لعن در دنيا و آخرت و عذاب عظيم در روز قيامت مىباشد .
اين آيه ، عام است اگر چه سبب نزول آن - در صورتى كه در ضمن همين آيات نازل شده باشد - خاص است و به مسئلهء افك مربوط مىشود . « 70 »
بعضى در تفسير آيه گفتهاند : اين گونه اشخاص در دنيا با حدّ قذف مجازات مىشوند ، و در آخرت با عذاب آتش دوزخ ، و علاوه بر آنها عذابى عظيم در انتظار آنها است . « 71 »
اما راجع به شهادت زبان و دست و پا ، مرحوم علَّامهء طباطبائى مىنويسد : اين شهادت به مسئلهء قذف محدود نيست ، بلكه از پى هر گناه ، اين اندام در روز قيامت گواه بر معصيت هستند . و نيز منظور از شهادت عبارتست از شهادت اندامهاى انسان به گناهانى كه متناسب با آنها مىباشد .
گناهانى كه از سنخ اقوال و گفتارهاست از قبيل : قذف ، دروغ ، غيبت و امثال آنها ، زبانها در جهت اين گناهان شهادت مىدهند .
و گناهانى كه از سنخ فعل و عمل است ، مانند سرقت ، زنا ، قمار ، شرب خمر و
هامش
70 - الميزان 15 / 94 . مجمع البيان 7 / 134 .
71 - مجمع البيان 7 / 134 .