پرجمعيت طريقى را در پيش گرفتند ، بدان معنى نيست كه معصومند . علاوه بر اين ، روايت يادشده تنها به امر خلافت على ابن ابى طالب ( ع ) برمىگردد ، نه ديگران .
ج . دليل عقل
در حجيت اجماع ، به دليل عقل نيز تمسك كرده و گفتهاند : اگر عدهاى از علماى اهل فضل و ذكاوت بر امرى متفق شوند ، عقلا نمىتوانند به راه خطا بروند . اما پاسخ نغز بر اين مطالب آن است كه در ميان يهود و نصارا نيز دانشمندان فراوانى وجود دارد كه بر راهى معين مىروند . لكن با وجود آنكه صاحب فضل و كمالند ، ما معتقديم كه به اشتباه راه مىسپارند و در گمراهى و ضلالتند . در گذشته نيز چه بسيار از علماى هيئت اقوالى داشتند كه بعدا بطلان آنها معلوم شد .
برخى نيز به قاعدهء لطف تمسك كردهاند كه مطابق اين قاعده بر حكيم لازم است كه بعث و ارسال رسل و انزال كتب كند . وقتى حكيم ببيند كه امت به تمامى در راه خلاف واقعى افتاده است ، بايد رفع شبهه و القاى خلاف كند تا امت تماما به ضلالت و گمراهى نيفتد « اختلاف امتى رحمة » . وقتى همه بر امرى اتفاق دارند و القاى خلاف هم نمىشود ، معلوم مىگردد كه رأى جمع رأيى درست و متين است .
بايد دانست كه اگر اين مطلب پذيرفته شود ، باز هم رأى شيعه را به كرسى مىنشاند . زيرا شيعه قائل است به اينكه امام معصوم قائم در موارد لزوم بين علما القاى خلاف مىكند و در مقابل نيز ، با حضور معصوم ( ع ) در بين مجمعين ، اجماع