داخل در خبر واحد است . بعضى ديگر اين اجماع را مطلقا حجت نمىدانند و معتقدند كه مسئله از افراد خبر واحد نيست . بعضى نيز تفصيل داده و گفتهاند :
چنانچه تمامى فقها در تمامى اعصار و امصار نقل اجماع كنند ، اين اجماع حجت است ؛ اما اگر تنها برخى از علما در بعض اعصار به نقل اجماع بپردازند ، نمىتوان آن را حجت دانست . شيخ انصارى ( ره ) در رسائل اين مسئله را به تفصيل بيان مىفرمايد .
بهطور خلاصه ، عدهء كثيرى اجماع منقول را حجت نمىدانند و حق مسئله همين است . زيرا نه به حجيت خبر واحد مىتوان تمسك كرد و نه قائل شد به اينكه اينچنين اجماعى كاشف از قول معصوم است . تنها اجماع محصل است كه مىتواند كاشف قول معصوم ( ع ) باشد . فقيه به بركت تتبع در اقوال اعاظم فقها ، بخصوص متقدمين آنها كه معاصر ائمه ( ع ) يا قريب العصر به امام معصومند ، تحصيل اجماع مىكند و حدس قطعى مىزند . وقتى فقيهى مىبيند كه بزرگانى چون على بن ابراهيم ، ابراهيم بن هاشم ، على بن بابويه ، صدوق و شيخ طوسى و شيخ مفيد و كلينى و سيد مرتضى ( ره ) همه در يك مسئله متفقند ، اين اتفاق را كاشف از رأى معصوم مىداند . زيرا به اين نكته عنايت دارد كه اين بزرگواران متعبد به اخبار و رواياتند و اهل قياس و استحسان نيستند تا به ادلهء عقلى تمسك كنند . « 1 »
هامش
( 1 ) دربارهء على بن بابويه تعبير شده است : « عند اعواز النصوص كنا نراجع فتاوى ابن بابويه . وقتى در روايتى يك كلمه سقط بود و نمىدانستيم آن كلمه چيست ، فتاوى ابن بابويه را مىديديم . چون وى به قدرى متعبد به روايت بود كه عين اخبار را در فتاوايش مىآورد .