تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علم اصول ( فارسى ) — صفحة 304

مساهمون:

ص٣٠٤
لهم و هم الاصل له » . اصل در اجماع همين افراد هستند و اصل از براى افراد خود اجماع است . اجماع است كه كار ايشان و خلافت ابو بكر را درست كرد و اصلا اجماع را كسى جز خود اين‌ها درست نمىكنند . « الذى هو الاصل لهم و هم الاصل له » ؟ براى احكام شرعى هم مسألهء اجماع را مطرح كردند و گفتند كه اجماع براى حكم شرعى نيز دليليت دارد و بنابراين ، در عرض كتاب و سنت قرار مىگيرد . البته عده‌اى گفتند كه اجماع در عرض كتاب و سنت نيست و اگر از كتاب و سنت براى يك حكم شرعى دليلى نيافتيم ، آنگاه نوبت به اجماع مىرسد و با اين دليليت اجماع قائل به طوليت شدند . اما شيعه دليليت اجماع را براى احكام شرعية نه عرضى مىداند ( در عرض كتاب و سنت ) و نه در طول كتاب و سنت مىخواند ، بلكه آن را به معناى سوم مىگيرد ؛ يعنى به بركت اجماع ما به سنت مىرسيم و رأى معصوم ( ع ) را از آن كشف مىكنيم . پس ، اجماع به‌طور صورى دليل است ؛ و الا اگر مطلب را بشكافيم ، مىبينيم دليليت اجماع از براى احكام شرعية ثابت نيست - نه در عرض كتاب و سنت واقع است و نه در طول آنها . آنچه حجت است سنت است و قول معصوم ، نه اجماع به تنهايى .

3 . ادلهء حجيت اجماع

ادلهء حجيت اجماع كه مستنبط از « كتاب » ( آيات قرآن ) ، سنت ، دليل و عقل است ، مورد نظر اهل سنت واقع شده است و اهل سنت براى حجيت اجماع به هر سه دليل استناد مىكنند .