تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علم اصول ( فارسى ) — صفحة 303

مساهمون:

ص٣٠٣
مطابق اجماع عمل كنيم . قول سوم اين است كه اجماع اصلا دليل محسوب نمىشود - نه عرضا و نه طولا - بلكه اجماع كشف از رأى معصوم مىكند . پس آنچه اولا و بالذات حجت است رأى معصوم و متن سنت است و ما به بركت اجماع به سنت و به قول معصوم مىرسيم . ما در شيعه قولى نداريم كه اجماع را در عرض كتاب و سنت حجت بداند ، اما علماى اهل سنت و جماعت اكثرا به اين طريق رفته‌اند و براى امت قائل به عصمت شده‌اند و گفته‌اند اگر امت در مسأله‌اى اجماع كرد ، در اشتباه نمىافتد . اين طرز بيان از اينجا نشأت گرفته است كه در بيعت براى خلافت ابو بكر چون جريان غدير را قبول نداشتند و منكر بودند كه نص مربوط به غدير راجع به نصب امام باشد و نظر به اينكه جمعى با كيفيت خاص با ابو بكر بيعت كردند « 1 » در نتيجه ناگزير در پى كسب دليل برآمدند و چون تا آن زمان هرچه بود كتاب و سنت بود و در اين‌باره نه كتاب از خلافت ابو بكر سخن مىگفت و نه سنت موجود بود ، بنابراين گفتند بايد مسألهء اجماع و مسألهء انتخاب را مطرح كرد تا بتوان خلافت ابو بكر را مستقر كرد . در نتيجه ، گفتند خلافت ابو بكر ثابت است به اجماع عامه و اجماع هم دليل است . « 2 » شيخ انصارى ( ره ) تعبيرى لطيف راجع به اين اجماع دارد كه « الذى هو الاصل
هامش
( 1 ) عمر بن الخطاب و ابى عبيده و سالم مولى حذيفه و بشير بن سعد و اسيد بن حضير . ( 2 ) در اينجا ما بحث صغروى نمىكنيم كه آيا در آن مورد اجماع بود يا نه ؟ آيا واقعا همهء امت اسلامى آمدند و در بيعت با ابو بكر اجماع كردند يا نه ؟ اين بحث مفصل است و بزرگان در آن باب بحث كرده‌اند . رجوع كنيد به : عبقات الانوار ؛ الغدير و مراجعات .