پيامبر اكرم ( ص ) فعلى را بهطور وجوب يا استحباب انجام مىدهد ، ما نمىتوانيم وجوب و استحباب مذكور را به خودمان تسرى بدهيم . زيرا رسول اللّه ( ص ) احكام خاصهاى دارد ؛ يعنى بعضى از امور بر وى واجب است كه بر ما واجب نيست - نظير نماز شب كه بر او واجب بود
« وَ مِنَ اللَّيْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نافِلَةً لَكَ عَسى أَنْ يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقاماً مَحْمُوداً »
« 1 » يا نماز وتيره كه بر وى جايز نبود . « 2 » اما اگر معلوم نباشد كه فعل انجام يافته از احكام خاصهء پيامبر اكرم ( ص ) است ، بايد احتمال اشتراك داد . زيرا قاعدهء اشتراك يكى از قواعد مسلمهء فقه است و اصل اولى آن است كه احكام بين همه مشترك است و براى آنكه حكمى خاص پيامبر اكرم ( ص ) دانسته شود ، بايد دليل مخصوص بيابد .
مطلب مهم ديگر تقرير معصوم است . مقصود آن است كه اگر شخصى در حضور معصوم ( ع ) عملى انجام دهد و ايشان ساكت باشند و به نفى آن عمل نپردازند ، بايد اين سكوت را دليل امضاء و تقرير دانست . چون وقتى امام ( ع ) يا پيامبر اكرم ( ص ) در حالتى هستند كه مىتوانند بيان حكم كنند - يعنى چنانچه عمل خطا باشد تذكر بدهند و اگر درست باشد درستى آن را يادآور شوند و در صورتى كه در كار نقصى باشد دستور رفع نقص بدهند - و مع ذلك ( با وجود وقت و امكان بيان ) سكوت مىكنند ، اين سكوت بدان معنى است كه معصوم ( ع ) اقرار و قبول مىفرمايد و چنين تقريرى حجت است .
هامش
( 1 ) اسراء ( 17 ) : 78 « و بعضى از شب بيدار و متهجد باش و نماز شب خاص توست بهجا آور ، باشد كه خدايت به مقام محمود مبعوث گرداند » .
( 2 ) علل الشرائع .