نباشد ؛ يعنى شخص دور از معصوم ( ع ) باشد يا در زمانى بعد از معصوم ( ع ) زندگى كند ، نظر به اينكه وسايط به ميان مىآيند و روات در وسط قرار مىگيرند ، بنابراين خود شخص حكم واقعى را از معصوم تلقى نمىكند . گفتارى كه زرارة ، محمد بن مسلّم يا يونس بن عبد الرحمن نقل مىكند خود سنت نيست ؛ بلكه نقل سنت و نقل حديث است و در واقع از باب مسامحه « سنت » خوانده مىشود .
از جمله نكاتى كه بايد مورد بحث قرار گيرد فعل معصوم ( ع ) است . هنگامى كه معصوم ( ع ) در مقام بيان حكم است و يا وقتى كه امام ( ع ) بهطور عملى بيان حكم مىفرمايد ، فعل وى از اين جهت محفوف به قرينه است . مثلا ، در وضوئات بيانيه ، امام ( ع ) وضوء مىگيرد و مىفرمايد كه پيامبر اكرم ( ص ) اينطور وضوء مىگرفت .
در اينجا كه معصوم ( ع ) در مقام بيان حكم و قانونگذارى است ، فعل صادر از ناحيهء معصوم ( ع ) خود دلالت دارد بر اينكه تكليف واقعى همان و بنابراين حكم اللّه همين است . لكن اگر در جايى فعل مجرد از قرينه باشد ؛ يعنى قرينهاى نباشد كه امام ( ع ) در مقام بيان حكم است ، مىتوان گفت كه شايد فعل معصوم ( ع ) مستحب باشد و يا به نظر بعضى فعل مذكور بيشتر اباحه را برساند و به قول بعض ديگر مبين وجوب باشد و به گفتهء دستهاى ديگر بر وجوب يا استحباب يا اباحه - هيچكدام - دلالت نكند . زيرا تعيين همين مطلب كه فعل مورد بحث مباح يا مستحب يا واجب است خود قرينه مىطلبد و حق هم همين سخن آخر است و چون قرينهاى در كار نيست ، پس بايد به ادلهء ديگر نظر كرد .
در همين مقام ، اين بحث نيز پيش مىآيد كه وقتى فعلى از پيامبر اكرم ( ص ) صادر مىشود ، گاه استحباب و وجوب و اباحهء آن معلوم است . لكن زمانى كه
علم اصول ( فارسى ) — صفحة 288
مساهمون: محمد موسوى بجنوردى
ص٢٨٨