است . بنابراين اشكالاتى كه در بداء وجود دارد در نسخ نيست ، چون بداء ( نه معنى ثلاثى مجرد ) موجب قول به جهل ذات بارىتعالى مىشود و اين معنى با علم حضورى بارىتعالى منافات دارد و نيز با علم به ذات خود كه علة العلل است و مستلزم علم به معلولات و علم به تمامى حوادث در جهان هستى است :
« . . . لا يَعْزُبُ عَنْهُ مِثْقالُ ذَرَّةٍ فِي السَّماواتِ وَ لا فِي الْأَرْضِ وَ لا أَصْغَرُ مِنْ ذلِكَ وَ لا أَكْبَرُ إِلَّا فِي كِتابٍ مُبِينٍ . »
« 1 » در نتيجه بداء ( به معنى ثلاثى مجرد ) محال است مگر آنكه بداء را به معنى ابداء بگيريم . « 2 » اما در نسخ احتياج به اين سخن نيست و تفصيل آن در اصول مذكور آمده است . « 3 »
و الحمد للّه رب العالمين
هامش
( 1 ) سباء ( 34 ) : 3 « . . . و مقدار ذره يا كمتر و بيشتر از ذرهاى از موجودات عالم در همهء آسمانها و زمين نيست ، جز آنكه در كتاب آشكار است » .
( 2 ) خواجه نصير الدين طوسى ، الغيبة .
( 3 ) در تقريرات اصول ، مرحوم والد - قدس سره - فرمودند : البداء عند الشيعة الامامية .