رسول اللّه ( ص ) آمدهاند يا در مدينه و در اطراف مسجدى كه آيه نازل شده بود ، نبودند . در واقع ، قرآن مثل كتب علمى نيست كه مصنف و مؤلف آنها نظر به خوانندهء خاص ندارند و هدفشان اين است كه فرضيهء علمى را بيان كنند و قهرا هركس كه آن را بخواند و قبول كند برايش حجت باشد . كتاب از اين سنخ كتب نيست كه به مشافهين و حاضرين و مخاطبين كار نداشته باشد ؛ بلكه با آنها كار دارد و آنها را طرف حساب گرفته است . مستمعان با توجه به قرائن حاليه متوجهء مطالب مىشوند ؛ اما كسانى كه در جلسه نيستند يا بعد مىآيند ، چون قرائن را در دست ندارند ، مطالب بر آنها مخفى مىماند . در نتيجه ، نمىتوان به ظواهر كتاب عمل كرد . جواب اين مطلب آن است كه وقتى احتمال قرينه مىدهيم ولى نمىتوانيم به آن برسيم ، اصالت عدم قرينه جارى مىشود . در واقع ، ما منكر نمىشويم كه احتمال عقلى قرينه در كلام هست ، اما اصل اولى اين است كه قرينه نيامده است و اين اصل اصلى عقلايى است - مضافا اينكه ما معتقديم كه جعل احكام و جعل قانون ، در تمام جوامع عقلايى ، بهطور قضيهء حقيقيه است كه شامل حاضران و معدومان و غايبان مىشود . وقتى خداوند مىفرمايد
« وَ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا . . . »
« 1 » بر هركس مستطيع شد حج واجب است .
اين حكم نظر ندارد به كسى كه در زمان صدور آيه مستطيع است ؛ حكم بر روى
هامش
( 1 ) آل عمران ( 3 ) : 97 « و مردم را حج و زيارت آن خانه واجب است بر هركسى كه توانايى براى رسيدن بدانجا يافت . . . » .