تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علم اصول ( فارسى ) — صفحة 270

مساهمون:

ص٢٧٠
و اين آيه وارد قرآن نشد و همان ده رضعه باقى ماند . « 1 » پس ، آيهء كنونى همان نيست كه بايد باشد . در اصول كافى نيز رواياتى دلالت بر تحريف قرآن وجود دارد ، بدون آنكه اظهار نظرى دربارهء آن شده باشد . برخى مانند ابو زهرة به مرحوم كلينى ( ره ) حمله كرده‌اند كه ايشان قائل به تحريف قرآنند و كار را به مرحلهء تكفير رسانده‌اند « 2 » حال آنكه همين سنخ روايات در صحيح مسلم و صحيح بخارى هم ديده شده است . اما رواياتى كه كلينى ( ره ) نقل كرده‌اند ، خودشان معتقد به تحريف نبوده‌اند . ما در بحث روايات گفتيم به هنگام تعارض دو خبر ، اگر خبرى قطعى الصدور بود يا از حيث تواتر يا امارات و قرائن صدق در مرتبهء آنها بود ، روايتى كه قطعى الصدور نباشد در برابر آن تاب مقاومت ندارد . در اينجا روايات متواتره و امارات قطعية داريم كه كتاب تحريف نشده است و روايات مربوط به تحريف را اين روايات از اعتبار مىاندازند . در كافى رواياتى موجود است كه دلالت بر عدم تحريف دارند و از حيث سند نيز قطعى الصدور و جزء متواترات هستند . علاوه بر اين ، بحث « تحريف » و « عدم تحريف » از ضروريات دين نيست تا قائل به تحريف ، محكوم به كفر باشد ، زيرا اين امر مستلزم تكذيب نبى نيست « 3 » . مضافا
هامش
( 1 ) صحيح مسلم ، جلد 4 ، ص 167 . ( 2 ) الامام زيد ، ص 351 . ( 3 ) در جاى خود ثابت شده است ميزان در كفر و اسلام سه امر است : 1 - شهادت به وحدانيت خداوند ؛ 2 - شهادت به رسالت پيغمبر اكرم ( ص ) ؛ 3 - اعتقاد به معاد . هركس معتقد به اين سه امر باشد محكوم به اسلام
علم اصول ( فارسى ) — صفحة 270 | محمد موسوى بجنوردى