تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علم اصول ( فارسى ) — صفحة 272

مساهمون:

ص٢٧٢
سيره ، محاورات ، دادوستد و تفهيم مقاصد خويش ، ظواهر كلام يكديگر را اخذ مىكنند و هيچ‌وقت مطلب را به اين صورت به طرف خود تحميل نمىكنند كه شما در صحبتهاى خود بايد طورى محاوره كنيد كه قطعى الدلالة باشد . در واقع ، ظاهر هر سخنى هم بر سامع و هم بر گويندهء آن حجت است و دو طرف مىتوانند با يكديگر احتجاج كنند . مقدمهء دوم آن است كه شارع مقدس نيز با عقلاء از اين حيث ، متحد المسلك است و راه و روش تازه‌اى نمىآورد ؛ زيرا خود رئيس عقلاست و از اين جهت مانعى وجود ندارد كه با آنها متحد المسلك نباشد . البته در هر مورد كه متحد المسلك نباشد - نظير برخى از موارد - نظر خود را بيان مىكنند . زمانى كه پيامبر اكرم ( ص ) افراد را براى تبليغ به جاهاى مختلف مىفرستاد ، طريقه‌اى تازه بر خلاف طريقهء عقلاء در مقام تفهيم مقاصد و بيان احكام شرعى نياورد . با اثبات اين دو مقدمه ، نتيجه‌اى كه به‌طور قطع مىگيريم آن است كه ظواهر كلام نزد شارع حجت است و شارع مقدس ظن حاصل از ظواهر را حجت مىداند و از تحت عموم « أصالت عدم حجيت كل ظن » خارج مىكند . اكنون بايد ديد آيا حجيت ظواهر كتاب هم مانند ظواهر ديگر ، حجت است . عده‌اى منكر آن شده‌اند كه ظاهر كتاب حجت باشد . گروهى از اخباريان گفته‌اند ظهورات كتاب نسبت به كسانى كه مقصود بالافهام هستند ، حجت است ؛ اما در مورد كسانى كه چنين نيستند حجت نيست - مثل كسانى كه بعد از