اينكه مرحوم كاشف الغطاء كبير - قدس سره - در خصوص عدم تحريف ادعاى اجماع مىكند و نمىشود گفت كه چون مرحوم كلينى قائل به تحريف بوده كاشف الغطاء از قول وى غفلت كرده باشد . بنابراين ، صاحب كافى نيز مانند همه فقها معتقد بوده است كه آيهء
« إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ »
« 1 » و آيهء
« وَ إِنَّهُ لَكِتابٌ عَزِيزٌ لا يَأْتِيهِ الْباطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِيلٌ مِنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ »
« 2 » به معنى آن است كه خداوند قرآن را از تحريف حفظ مىنمايد و از اضافه و كم كردن در آن نگاهبانى مىكند . بنابراين ، « شبههء تحريف » از بحثهايى نيست كه نياز باشد دربارهء آن سخن را به درازا بكشانيم . در واقع ، دربارهء تحريف ، اخبار آحادى وجود دارد كه در برابر اخبار متواترهء قطعى الصدور تاب مقاومت ندارند .
3 ) حجيت ظواهر كتاب
دليل بر حجيت ظواهر كتاب منحصر بر بناى عقلاست و اين دليل مركب از دو مقدمهء قطعية است : مقدمهء اول آن است كه بىهيچ شك و اشكالى عقلاء ، در
هامش
- است و آثار اسلام بر وى مترتب است ، هركس يكى از اين سه امر را منكر شود ، محكوم به كفر است .
واضح است كه انكار ضرورى از جملهء اين سه امر مذكور نيست ، مگر اينكه انكار ضرورى بازگشتش به تكذيب نبى شود كه اين امر خود كفر محسوب مىشود .
( 1 ) حجر ( 15 ) : 9 « البته ما قرآن را بر تو نازل كرديم و ما هم او را محققا محفوظ خواهيم داشت » .
( 2 ) فصلت ( 41 ) : 41 و 42 « . . . و اين كتاب به حقيقت همان صاحب عزت است و هرگز از پيش و پس اين كتاب حق باطل نشود ؛ زيرا او فرستادهء خداى مقتدر حكيم ستوده صفات است » .