تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علم اصول ( فارسى ) — صفحة 240

مساهمون:

ص٢٤٠
تحقيق در مقام اين است كه با توجه به ادلّه استفاده شده علت تامه است . پس وقتى مكلف با اختيار خود دروغ مىگويد يا غيبت مىكند ترتّب اثر برآن قهرى است . خداوند ما را آفريد ، عقل و رسول باطنى و پيامبر و كتاب آسمانى فرستاد و آثار وضع اعمال را هم توسط پيامبر بيان كرد ، سپس ما با اختيار خود كارى را انجام مىدهيم ، لذا ترتب اثر قهرى است . حالا مسألهء شفاعت يا انجام كارهايى كه سبب آمرزش گناهان شود ، يك بحث ديگرى است . ما به حسب حكم اولى بحث مىكنيم و حرفهاى ما منافاتى با مسألهء شفاعت يا انجام كارهايى كه سيئات را از بين مىبرد حتى در حق الناس ، ندارد ؛ بحثهاى ما دربارهء حق اللّه است . در حق الناس بايد طرف مقابل گذشت كند . در قيامت خداوند به كسى كه صاحب حق الناس است ، مىفرمايند : تو هم فلان گناه را دارى پس از فلان حق الناس بگذر تا من ترا ببخشم . بنابراين ، مسألهء استحقاق عقوبت يا تجسم اعمال يا تفضل هركدام كه باشد ، بحثى كلامى است . ملاك كيفر كردن چيست ؟ آيا كيفر كردن به دليل صدور فعل غير مرضى و منهى از آن شخص در خارج است يا مربوط به سوء سريره مىباشد ؟ يعنى طرف فردى باشد كه عملا از رسوم عبوديت و بندگى خروج كند . مولى مىگويد مثلا اين آب مال من است آن را نخور و عبد با علم به اين مسئله كه اگر آن آب را بخورد مورد بغض مولى قرار مىگيرد و عقاب و كيفر مىشود ، باز آن آب را مىنوشد . اين فرد از رسوم عبوديت خارج شد و كشف از