مخالفت خود استحقاق عقوبت دارد يا نه ؟ آنوقت مسئله كلامى مىشود نه اصولى .
در علم كلام ملاك در ثواب و عقاب بررسى مىشود ، مىفهميم كه چه چيز مستحق ثواب و چه چيز مستحق عقاب است ؟ مطيع كيست ؟ متمرد كيست ؟
مسألهء كلامى به مبدأ و معاد برمىگردد . بنابراين ، مسألهء تجرّى بايد در دو بعد كلامى و فقهى مطرح شود .
بحث كلامى
متكلمين در مسألهء استحقاق عقوبت و مثوبت بحث مىكنند كه آيا مسألهء « استحقاق » است يا « تفضّل » ؟ به عبارت ديگر ، آيا عقاب و ثواب خداى متعال براى حقى است كه از من بر خدا پيدا مىشود كه ثواب دهد يا مرا عقاب كند ، يا نه به دليل استحقاق يا تفضل به بشر است از او در ثواب دادن و عقاب كردن ؟ عقاب هم تفضل است ، زيرا تأديب انسان است .
يا اينكه بگوييم اين ثواب و عقاب تجسم اعمال هر انسانى است . مثلا كسى كه مال حرام مىخورد و مال يتيم مىخورد در شكمش آتش افروخته مىشود ، او الآن در آتش خودش مىسوزد . ثواب و عقاب در اينجا همان تجسم اعمال روز قيامت است كه بر اثر خوردن مال يتيم اين آثار وضعى در اينجا بر او مجسم مىشود .