خروج از رسم عبوديت است كه بعد مىآورد و موجب تنزل و تأخر نفس مىشود ؟
اگر قرب و بعد پديدهء اعتقاد و باور انسان است كه در نفس عارض مىشود ، بايد گفت تجرى بعد مىآورد ، زيرا متجرّى از رسوم عبوديت خارج مىشود و كشف از سوء سريره او مىشود . اين متجرى آب زمزم را به عنوان اينكه خمر است مىنوشد . انسان ابتدا تصور شيء را مىكند بعد هيجان و رغبت پيدا مىشود و بعد تصديق به فايده و سپس شوق مؤكّد پيدا مىشود . تصديق به فايده امرى اختيارى است و نه غير اختيارى . بعد از تصديق فايده ، حالت شوق مؤكّد مىآيد . مرحوم آخوند مىگويد كه شوق مؤكّد همان اراده است و اراده هم عين طلب است .
لكن به نظر مىرسد سخن مرحوم آخوند درست نيست . اراده از مقولهء كيف و طلب از مقولهء فعل است . طلب عبارت است از حملهء نفس و تصدى نفس بعد از شوق مؤكّد . اينطور نيست كه مشتاق عليه بايد انجام شود . خيلى وقتها شوق مؤكّد بر فعلى داريم اما فعل را انجام نمىدهيم . اما حملهء نفس ( طلب ) مستتبع تحريك عضلات است در ارادهء تكوينى و مستتبع دستور است در ارادهء تشريعى .
پس حملهء نفس از مقولهء فعل است ، او ليوان را بلند مىكند با باور اينكه اين مايع خمر است . همين عمل خارجى موجب بعد از مولى است ، هرچه موجب بعد گرديد موجب استحقاق عقوبت مىشود . پس متجرى مستحق عقوبت است . لذا
علم اصول ( فارسى ) — صفحة 242
مساهمون: محمد موسوى بجنوردى
ص٢٤٢