در جهان هستى « قانون عليت » حاكم است و خداوند هر كارى را براساس قانون عليت انجام مىدهد . وقتى مىخواهد چيزى را به وجود آورد ، علت را به وجود مىآورد نه اينكه بدون به وجود آوردن علت ، معلول را موجود كند . ما مقهور طبيعت و ماده هستيم . لذا خداوند هيچگاه بدون علت چيزى را به وجود نمىآورد .
معجزه معنايش خرق عادت است ؛ يعنى هيچچيزى عادتا تحقق پيدا نمىكند . معجزه به معناى انجام محال نيست و خداوند با قدرت ربوبى به ولى خودش اين توان را مىدهد كه خرق عادت كند . بنابراين ، همهء ما مقهور قانون عليت در جهان هستيم . پس حجيت از براى قطع ، ذاتى است . جعل نمىشود براى قطع جعل حجيت كرد ؛ زيرا تحصيل ما هو حاصل تكوينا بالتعبد مىگردد .
همچنين نمىتوان حجيت را از قطع سلب كرد ؛ زيرا لازمهاش سلب ذاتى از ذى ذات است كه محال مىباشد . بنابراين ، « القطع حجّة بنفسه بلا جعل و الّا دارا و تسلسلا و هو بنفسه طريق الى الواقع و ليس قابلا لجعل الشارع و هو حجة فى نفسه و طريق و كاشف لغيره » .
حجيت و طريقيت و كاشفيت همه در يك طريق هستند . مثلا چراغ فى نفسه و فى ذاته هم نور است و هم منوّر لغيره ؛ يعنى ارائهء طريق براى ديگران مىكند .
پس چراغ ، نور فى ذاته و منور لغيره است . قطع هم حجة فى نفسه و كاشف لغيره و طريق لغيره است .
علم اصول ( فارسى ) — صفحة 225
مساهمون: محمد موسوى بجنوردى
ص٢٢٥