البته در مقابل جعل و ايجاد ، سلب و نفى هم بر دو قسم است : 1 - سلب بسيط كه همان « سلب الشىء » است . 2 - سلب تأليفى كه عبارتست از « سلب الشىء عن شيء » .
ما در منطق دو شكل قضيه داريم : 1 - ثنائيه ؛ 2 - ثلاثيه .
در قضيهء ثنائيه محمول عين موجود است و ما نيازى به وجود رابط نداريم .
زيرا محمول مغاير با موضوع نيست و دوگانگى و بيگانگى بين آنها وجود ندارد .
و بر اين اساس برخى از فلاسفه قضيهء ثنائيه را اصلا قضيه نمىدانند و گفتهاند قضيه يعنى ثلاثيه . زيرا وجود رابط در قضايا جزء ضروريات است و در قضيه بايستى بين محمول و موضوع رابط وجود داشته باشد و چون در قضيه كه مىخواهيم جعل هوهويت بكنيم بايد يك وجود رابطى بين موضوع و محمول باشد . در قضيهء ثلاثيه بين موضوع و محمول رابط وجود دارد .
بنابراين ، براى اثبات حجيت يك دليل نياز است كه قانونگذار جعل حجيت كرده باشد . اما در مورد علم و قطع حجيت براى آن ذاتى است و نيازى به جعل ندارد .
« فالحجية بالنسبة اليه كالزوجية بالنسبة الى الاربعة يكون جعلها لها تحصيلا للحاصل » و لذا اگر ما بخواهيم حجيت را براى علم جعل كنيم و به آن حجيت عطا نماييم تحصيل حاصل لازم مىآيد و به تعبير مرحوم والد - قدس سره - بدتر از تحصيل حاصل است ؛ يعنى « تحصيل ما هو حاصل تكوينا بالتعبد » است . بدين معنى كه ما به تعبد چيزى را بپذيريم كه بهطور تكوينى حاصل شده باشد ؛ اين يعنى بدتر از تحصيل حاصل است .
علم اصول ( فارسى ) — صفحة 222
مساهمون: محمد موسوى بجنوردى
ص٢٢٢