تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علم اصول ( فارسى ) — صفحة 189

مساهمون:

ص١٨٩
است . بعضى گفته‌اند در اين موارد عام مقدم است و گروه ديگر معتقدند كه مفهوم مخالف مقدم بر عام است و تخصيص مىزند . بعضى نيز گفته‌اند هيچ‌يك بر ديگرى مقدم نيست و در اين موارد كلام مجمل مىشود . حق آن است كه مفهوم مخالف ، وقتى اخص بود از عام ، براى آنچه مراد از عام است ، به صورت قرينه و مفسر درمىآيد . در واقع ، پس از ورود عام قرينه‌اى آمده و مشخص كرده است كه مقصود از عام اين افراد هستند و به ذو القرينه تمسك مىشود ، چون قرينه فى الحقيقه در حكم مفسر و مبين آن عام است و مفهوم مخالف حكم قرينه را دارد و بنابراين مفسر و مبين عموم عام است و ذو القرينة مقدم بر عام مىشود . البته در باب ذو القرينة اين مطلب را نداريم كه ظهورش بايد اقوى باشد ، منتهى بناى عقلا بر اين است كه با وجود قرينه بايد به ذو القرينة تمسك كرد . خلاصه آنكه مفهوم مخالف قهرا عام را تخصيص مىزند و مقدم بر عموم آن مىشود . به تعبير ديگر ، مفهوم مخالف مؤداى مدلول التزامى كلام است و در عالم حجيت فرقى ميان مدلول مطابقى و مدلول التزامى كلام نيست و هر دوى آنها مشمول اصالة الظهور است .

6 ) عود ضمير به تمام افراد عام است يا بعض آن ؟

اگر عامى وارد شود ، سپس جمله‌اى يا ضمير بيايد ، آيا شامل بعضى از افراد عام مىشود يا تمامى عام ؟ خداوند مىفرمايد :
« وَ الْمُطَلَّقاتُ يَتَرَبَّصْنَ بِأَنْفُسِهِنَّ ثَلاثَةَ