تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علم اصول ( فارسى ) — صفحة 182

مساهمون:

ص١٨٢
بگويد كه به همسايگان من اكرام كن و عقل حكم كند يا اجماع قائم باشد بر عدم وجوب اكرام دشمنان اين مولا و چنانچه عقل و اجماع مانع از انعقاد ظهور عام در عموم ، يعنى « اكرام تمام همسايگان مولا » حتى دشمنان وى باشد ، ما در اينجا عمومى نداريم تا در مقام شك به آن تمسك كنيم . اما اگر مخصص مانند قرينهء متصله نباشد تا مانع از انعقاد ظهور باشد ، در اين صورت ظهور در عموم منعقد مىشود . چون اصالة الظهور حجت است ، مگر در جايى كه به خروج از تحت عام قطع داشته باشيم . در مصداقى كه براى ما مشتبه است چون قطع خروج نداريم و يقين نداريم كه از تحت عموم خارج شده است ، اصالة العموم و اصالة الظهور شمول دارند . خلاصه آنكه فرق است ميان مواردى كه مانند قرينهء متصله است و عمومى در كار نيست تا در مقام شك بدان تمسك شود و مواردى كه از قبيل قرينهء متصله نباشد و اصالة العموم و اصالة الظهور بر حجيت خودشان باقى باشند . مرحوم آقاى آخوند ( ره ) مطلب ديگر را در خصوص فرد مشكوك اضافه مىكنند ( يعنى شك در اين باب كه آيا فرد از افراد خاص است يا نه ) و مىفرمايند ما از عموم كشف مىكنيم كه فرد مشكوك نيز داخل در حكم عام است ، مثل « لعن اللّه بنى امية قاطبة » . در اينجا ما يقين داريم كه مؤمنان از بنى اميه مشمول لعن نيستند ؛ اما اگر در ايمان يك نفر از بنى اميه شك كنيم ، آيا لعن وى جايز است يا نه ؟ مثلا در مورد يكى از افراد براساس كارهايى كه كرده است شك مىشود كه آيا وى مؤمن است يا مؤمن نيست و نتيجتا در لعن يا عدم لعن وى شك مىشود . مرحوم آقاى آخوند ( ره ) مىفرمايند كه اگر در ايمان شخصى از بنى اميه شك كرديد ، لعن وى جايز است . در اينجا نتيجه ، نتيجهء شكل اول است ؛
علم اصول ( فارسى ) — صفحة 182 | محمد موسوى بجنوردى