تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علم اصول ( فارسى ) — صفحة 171

مساهمون:

ص١٧١
( اكرم العلماء ) مشخص كرده ؛ يعنى روشن ساخته است كه مقصود گرامى داشتن هر عالمى ، اعم از عادل و فاسق ، نيست و آنها كه بايد اكرام شوند خصوص علماى عدول هستند نه علماى فساق . بنابراين ، اصولا ظهور منعقد در عموم است ؛ اما وقتى قرينهء صارفه مىآيد ، ظهور اين قرينه بر ظهور اولى حكومت دارد ، چون ظهور اولى ظهور بالوضع و ظهور بالاطلاق است نه بالنصوصية ؛ ولى ظهور دوم ، در خصوص قرينه ، ظهور بالنصوصية است و قهرا ظهور بالنصوصية مقدم بر ظهور اول و حاكم برآن است .

مسائل

1 ) استعمال لفظ در عام مخصص به نحو حقيقت است يا مجاز ؟

در عامى كه تخصيص برآن وارد مىشود آيا استعمال لفظ حقيقى است يا مجاز ؟ در واقع ، مخصص - چه متصل و چه منفصل - قرينه است از براى ارادهء ماعداى خاص از لفظ عموم . در اينجا شبهه‌اى پيش مىآيد كه وقتى لفظ مورد استعمال دلالت بر كل دارد و سپس همين لفظ در بعض از افراد استعمال مىشود ، آيا استعمال آن بر خلاف ما وضع له نيست ؟ وقتى گفته مىشود كه عموم مثل كل ، جميع و . . . در جمله‌اى مانند « اكرم كل عالم » براى شمول و سريان وضع شده است و بعد قائل مىگويد « لا تكرم الفساق من العلماء » ، اين مخصص منفصل كه مىآيد و به بيان مراد متكلم در خصوص علماى عدول مىپردازد و در نتيجه علماى فساق را خارج مىكند در واقع كل در غير ما وضع له استعمال مىگردد ؛ زيرا ، همان‌طور كه گفتيم ، كل دال بر شمول و سريان است . اما در اينجا