تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علم اصول ( فارسى ) — صفحة 169

مساهمون:

ص١٦٩
مكلف مىگويد تو در تطبيق صرف الوجود مخيرى و مىتوانى هر خصوصيتى از خصوصيات فرديهء اين طبيعت را كه بخواهى ايجاد كنى . بنابراين ، وقتى عقل اين استفاده را مىكند وضع در كار نيست . اشكالى كه پيش مىآيد آن است كه نمىتوان از اين تعريف كه مقتضى عموم شمول و سريان تنجيزى است در عام بدلى استفاده كرد .

4 ) آنچه دلالت بر عموم مىكند

براى عموم ، الفاظى مخصوص هست كه دال بر معناى شمول و سريان مىكند . ادات دال بر عموم يا بالوضع چنينند و يا بالاطلاق . كل ، جميع ، تمام ، دائما از ادات عموم هستند . يك هيئت نيز ممكن است دلالت بر عموم داشته باشد ، مثل نكرهء واقعه در سياق نفى يا نهى يا جمع محلى به الف و لام كه به جنس و يا جمع دلالت دارد . اين الفاظ يا هيئت‌هاى جملات ، كه دال بر شمول و سريانند ، از طرف واضع براى عموم و شمول وضع گرديده‌اند . نكتهء قابل ذكر آن است كه لفظ كل و يا هر چيزى كه واجد اين معنا - يعنى شمول و سريان - است بالوضع بر عموم مدخول خود دلالت دارد . اين شمول و سريان مىتواند براى فردفرد به‌طور مستقل ( عام استغراقى ) و يا من حيث المجموع ( عام مجموعى ) باشد و تابع مدخول خويش است و فرق نمىكند كه كل و ما به معناها در عام مجموعى وارد بشود يا در عام استغراقى . همچنين است نكرهء واقعه در سياق نفى و نهى و جمع محلى به الف و لام و . . . كه در تمام اين‌ها معانى حاصل از ناحيهء مدخولات است .
علم اصول ( فارسى ) — صفحة 169 | محمد موسوى بجنوردى