تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علم اصول ( فارسى ) — صفحة 168

مساهمون:

ص١٦٨
آب را در ليوان يا در جام و يا در چيز ديگرى بريزد ، مىتواند آب خنك بياورد يا آب گرم و . . . يعنى مكلف در مقام امتثال مخير است به تطبيق مأمور به با هر فردى از افراد طبيعت كه مورد دستور است . به تعبير ديگر ، مكلف در تطبيق صرف الوجود با هريك از افراد طبيعت مخير است . در واقع ، وقتى كه به انسان دستور داده مىشود كه برو و طبيعت فلان چيز را موجود كن ، طبيعت به صرف الوجود موجود مىشود ، و صرف الشّيء لا ميز فيه و لا يتكرر ؛ يعنى صرف الوجود صرف الشىء و كل صرف شيء لا ميز فيه و لا يتكرر . صرف الوجود يك مصداق بيشتر ندارد كه همان عادم العدم باشد و شخص در تطبيق صرف الوجود مخير است ؛ يعنى اختيار دارد كه در مقام امتثال صرف الوجود طبيعت را با هر فرد و با هر خصوصيت و با هر صنفى از افراد و خصوصيات فرديه و اصناف اين طبيعت تطبيق كند . عام بدلى يعنى « على البدل » و در آن همهء افراد در عرض هم « على حد سواء » قرار دارند و ميان خصوصيات فرديهء آنها هيچ‌گونه امتيازى نيست و با آوردن هر خصوصيتى طبيعت موجود مىشود . « 1 » در اينجا بزرگان اشكال كرده‌اند كه در عام بدلى عموم مستفاد از وضع نيست ، بلكه استفادهء آن به مقدمات حكمت است . در عام بدلى ، ما از خارج مىدانيم كه خواست مولا از جعل و تشريع حكم صرف الوجود طبيعت است و خصوصيات فرديه از خواستهء وى خارجند . مولا گفته است برو و طبيعت آب را موجود كن . اينجا عقل است كه در مقام امتثال به
هامش
( 1 ) مگر اينكه با دليل ديگر خصوصيتى از خصوصيات فرديهء طبيعت مورد طلب استحبابى و يا مورد نهى تنزيهى قرار گيرد .
علم اصول ( فارسى ) — صفحة 168 | محمد موسوى بجنوردى