و حد ناقص و رسم تام و رسم ناقص نمىباشند ، بلكه شرحالاسمند كه همان تعريف به اظهر الخواص باشد و در نتيجه نه جامع و نه مانعند .
2 ) فرق بين عموم و اطلاق
در مورد فرق بين عموم و اطلاق نيز گفته مىشود كه مطلق همانند عموم گزارشگر شمول و سريان است ، با اين فرق كه در عموم شمول و سريان بالوضع است ؛ يعنى واضع است كه يك رشته از الفاظ و يا يك سلسله از اعداد را براى شمول و سريان وضع مىكند . حال آنكه در مطلق شمول و سريان بالوضع نيست ، بلكه به مقدمات حكمت است ؛ يعنى ما پس از تمام شدن مقدمات حكمت ، استفادهء شمول و سريان و همهگيرى مىكنيم . على هذا ، چنانچه عموم و مطلق تعارض پيدا كنند ، عموم هميشه مقدم خواهد بود . زيرا ظهور عام در عموم بالوضع است و متوقف بر چيزى نيست و بدين جهت گفته مىشود كه ظهور عام ظهور « تنجيزى » است . اما ظهور مطلق در اطلاق خود ، چون مبتنى بر مقدمات حكمت است ، ظهور « تعليقى » است - و مىدانيم كه مقتضى تعليقى نمىتواند با مقتضى تنجيزى معارضه كند .
3 ) اقسام عام
عموم بر سه قسم است : عام « استغراقى » ، « مجموعى » و « بدلى » . البته ، در هر سه قسم ، عموم واجد معناى شمول و سريان است ، ولى نحوهء شمول و سريان در آنها فرق مىكند .