تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علم اصول ( فارسى ) — صفحة 158

مساهمون:

ص١٥٨
لا يحل اجازة سيده له فقال ابو جعفر ( ع ) : انه لم يعص اللّه انما عصى سيده فاذا اجاز فهو له جائز . « 1 » روايت مىگويد : مملوكى بدون آنكه از مولاى خود اجازه بگيرد ازدواج مىكند و از امام ( ع ) در اين باب سؤال مىشود و حضرت مىفرمايد : « ذلك الى سيده » ؛ اگر مولايش اجازه داد ، نكاح درست است و الا « فرق بينهما » . چون اگر اجازه نداد ، نكاح باطل است و بايد بين آن زن و مرد جدايى بيفتد . در اينجا راوى به امام ( ع ) عرض مىكند كه حكم بن عيينه و ابراهيم نخعى مىگويند اصل نكاح باطل و فاسد است و بنابراين منوط به اجازهء مولا نيست تا با اجازهء وى درست شود و بدون اجازهء او جدايى بيفتد . حضرت باقر ( ع ) مىفرمايد : شخصى كه بدون اجازهء سيدش ازدواج كرده معصيت خدا را نكرده است ، بلكه « عصى سيده » است ؛ يعنى بر سيدش عصيان ورزيده است و چون خدا را معصيت نكرده و از مولايش سرپيچى كرده است ، كارش تابع اجازهء مولاست . در اين صورت اگر مولا اجازه داد ، نكاح درست است ؛ و گرنه ، نكاح درست نمىباشد و در نتيجه « فرق بينهما » . استنادكنندگان به اين روايت مىگويند مفهوم اين بيان آن است كه اگر عصيان خدا بود ، دلالت بر فساد دارد و نتيجه‌اش آن است كه اگر خداوند و شارع مقدس امرى را نهى كرد و معامله‌اى را منهى دانست ، اين نهى دلالت بر فساد دارد . چون اگر شخص بر خلاف آن نهى عمل كند ، معصيت خدا را كرده است و اين وضع بر
هامش
( 1 ) اين روايت از حيث سند صحيحه و به مذاق بعضى حسنه است .
علم اصول ( فارسى ) — صفحة 158 | محمد موسوى بجنوردى