چه به نفس عبادت و معامله تعلق گيرد و چه به وصف داخل يا به وصف خارج ، مطلقا دال بر فساد است .
ب . نهى در معاملات و نهى در عبادات مطلقا ، يعنى نه لغتا و نه شرعا ، دال بر فساد نيست . اين قول را عدهاى از شافعيان و گروهى از معتزله ، مانند ابى عبد اللّه بصرى و ابى الحسين كرخى و قاضى عبد الجبار و جماعتى ديگر از علماى اهل سنت ذكر كردهاند .
ج . نهى در عبادات و معاملات مقتضى فساد است شرعا ، مثل اينكه نهى به نفس فعل يا جزءاش باشد ، مانند زنا ، شرب خمر و . . . يا نهى به وصف خارج باشد ، مثل وضو گرفتن با آب مغصوب يا نماز در اماكن مكروهه يا بيع وقت نداء يوم الجمعة . قائلان به اين قول مىگويند كه نهى شرعا دلالت بر فساد دارد ، حال آنكه در قول دوم هر دو نهى ، يعنى لغتا و شرعا ، دال بر فساد نيست . اكثر علماى اهل سنت و جماعت مفصلا متذكر اين مسئله شدهاند و در كتبى مانند احكام آمدى ، مطارح الانظار و ارشاد الفحول مسائل مربوط به آن ذكر شده است .
د . در قول چهارم ، ميان عبادات و معاملات قائل به تفصيل شده و گفتهاند : اگر نهى به عبادت تعليق يابد ، دلالت بر فساد عبادت دارد ؛ اما اگر نهى به معامله تعلق گيرد ، دلالت بر فساد معامله ندارد . امام فخر رازى از ابى الحسين بصرى اين مطلب را نقل مىكند و امام غزالى هم قائل به همين نكته است . از علماى شيعه نيز محقق حلى ، علامهء حلى و صاحب معالم و ميرزاى قمى - رحمة اللّه عليهم - قائل به اين قولند و در قوانين آمده است كه اكثر اماميه بر اين قول رفتهاند .
ه . نهى در عبادت و معامله تنها در فعل حسى دلالت بر فساد دارد ، زيرا
علم اصول ( فارسى ) — صفحة 153
مساهمون: محمد موسوى بجنوردى
ص١٥٣