شك كردى ، بنا را بگذار كه نماز را بجا آوردهاى . همهء اينها صحتهاى ظاهرىاند ؛ يعنى شارع مىگويد تعبد كن كه اتيان كردهاى ، لكن جعل صحت نمىكند .
همچنين شارع مقدس مىآيد و در مقام امتثال توسعه مىدهد و مىگويد امرى را كه در خارج وقت آوردهاى من داخل وقت قبول مىكنم و ناقصى را كه اتيان كردهاى به معنى تام قبول دارم ؛ يعنى در مقام امتثال توسعه مىدهد ، اما براى ما صحت واقعيه درست نمىكند .
كيفيت تعلق نهى
مقدمهء ديگر در اين باب اين است كه گاه نهى به نفس فعل تعلق دارد ، مثل نهى بيع الخمر و گاه نهى به وصف آن معامله و نه خود آن متعلق است ، مانند « بيع ربوى » يا « بيع عند النداء » در روز جمعه ، كه مىفرمايد :
« . . . إِذا نُودِيَ لِلصَّلاةِ مِنْ يَوْمِ الْجُمُعَةِ
. . .
وَ ذَرُوا الْبَيْعَ . . . »
« 1 » : در روز جمعه وقتى اقامهء نماز شد ، بيع نكنيد . در هر دو مورد ، اعم از آنكه نهى به نفس معامله تعلق يابد يا به وصف معامله ، كلام در اين است كه آيا نهى مذكور دلالت بر فساد دارد يا نه . از محققان در اين باب اقوال متعددى ذكر شده است . حتى بعضى به نقل ده قول پرداختهاند ، ولى برخى از اين اقوال تطويل بلاطائل و تعطيل وقت است . ازاينرو ، ما به نقل پنج قول از بزرگان محققان اكتفا مىكنيم .
الف . نهى در معاملات ، نيز در عبادات ، مطلقا دلالت بر فساد دارد ؛ يعنى نهى ،
هامش
( 1 ) الجمعة ( 62 ) : 9 « هرگاه شما را براى نماز روز جمعه بخوانند فى الحال به ذكر خدا بشتابيد و كسب و تجارت را رها كنيد . . . » .