« لا تكرم فلان » مورد نهى است و بنابراين فرد عالم مورد بحث مجمع العنوانين شده است . در اينجا حكم بر عنوان كلى ياد شده است و به دلالت مطابقى « اكرم العلماء » را اثبات مىكند و به دلالت التزامى هر حكمى غير از حكم خودش را نفى مىكند .
2 ) گاهى عنوان در غير خطاب فانى در خود طبيعت است نه طبيعت منحلهء الى جميع الافراد يعنى عنوان در صرف الوجود طبيعت بدون ملاحظهء كثرات و مميزات آن لحاظ مىشود ، لذا مطلوب صرف الوجود طبيعت است كه صرف الوجود عادم العدم طبيعت است و تحققش به فرد ما - يعنى صرف الوجود كه لا يتثنى و لا يتكرر - مىباشد .
بنابراين در « امر » وجود به طبيعت اضافه مىشود يعنى در امر ، مولى مىخواهد كه طبيعت موجود شود و در « نهى » مىخواهد كه موجود نشود ، هيچ نظرى به كثرات ندارد بلكه تمام نظرش به وجود طبيعت در امر و عدم وجود طبيعت در نهى است كه معنايش همان صرف الوجود است و بعضى از محققين نيز از آن به عام بدلى تعبير مىكنند .
تعارض ، تزاحم ، اجتماع امر و نهى در عام استغراقى و بدلى
پس از تبيين عنوان لحاظ شده در خطاب عام به دو شكل عام استغراقى و بدلى ، بايد ديد كه موضع التقاى دو عنوان در مادهء اجتماع عموم من وجه ، از باب تعارض يا تزاحم و يا از باب اجماع امر و نهى است .
اگر عنوان در خطاب را بهطور عام استغراقى بگيريم حكم عنوان عام با عنوان