437 [ بيا با ما مَوَرز اين كينه دارى ]
1 بيا با ما مَوَرز اين كينهدارى * كه حق صحبت ديرينه دارى
2 نصيحت گوش كن كاين دُر بسى به * از آن گوهر كه در گنجينه دارى
3 به فرياد خمار مفلسان رس * خدا را گر ، مى دوشينه دارى
4 و ليكن كى نمايى رخ به رندان * تو كز خورشيد و مه آيينه دارى
5 بدِ رندان مگو اى شيخ و هش دار * كه با مهر خدايى كينه دارى
6 نمىترسى ز آه آتشينم * تو دانى خرقهء پشمينه دارى
7 نديدم خوشتر از شعر تو « حافظ » * به قرآنى كه اندر سينه دارى