تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غزليات حافظ ( فارسى ) — صفحة 769

مساهمون:

ص٧٦٩

367 [ صوفى بيا كه خرقه سالوس بركشيم ]

1 صوفى بيا كه خرقه سالوس بركشيم * وين نقش زرق را خط بطلان به سر كشيم
2 نذر و فتوح صومعه در وجه مىنهيم * دلقِ ريا به آب خرابات بركشيم
3 سرّ قضا كه در تُتُق غيب منزويست * مستانه‌اش نقاب ز رخسار بركشيم
4 بيرون جهيم سر خوش و از بزم صوفيان * غارت كنيم باده و شاهد به بر كشيم
5 فردا اگر نه روضهء رضوان به ما دهند * غلمان ز غرفه ، حور ز جنّت ، به در كشيم
6 كام از جهان بِران كه ببخشد خدا ، گناه * روزى كه رخت جان به جهانى دگر كشيم
7 كو عشوه‌اى ز ابروى او تا چو ماه نو * گوى سپهر ، در خم چوگان زر كشيم
8 « حافظ » نه حد ماست چنين لافها زدن * پاى از گليم خويش چرا بيشتر كشيم ؟
غزليات حافظ ( فارسى ) — صفحة 769 | شمس الدين حافظ