تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غزليات حافظ ( فارسى ) — صفحة 767

مساهمون:

ص٧٦٧

366 [ بيا تا گل برافشانيم و مى در ساغر اندازيم ]

1 بيا تا گل برافشانيم و مى در ساغر اندازيم * فلك را سقف بشكافيم و طرحى نو دراندازيم
2 اگر غم لشكر انگيزد كه خون عاشقان ريزد * من و ساقى به هم سازيم و بنيادش براندازيم
3 شراب ارغوانى را ، گلاب اندر قدح ريزيم * نسيم عطر گردان را ، شكر در مجمر اندازيم
4 چو در دست است رودى خوش بزن مطرب سرودى خوش * كه دست‌افشان غزل‌خوانيم و پاكوبان سراندازيم
5 صبا خاك وجود ما بدان عالىجناب انداز * بود كان شاه خوبان را نظر بر منظر اندازيم
6 يكى از زهد مىلافد يكى طامات مىبافد * بيا كاين داوريها را ، به پيش داور اندازيم
7 بهشت عَدْن اگر خواهى ، بيا با ما به ميخانه * كه از پاى خُمت يكسر ، به حوض كوثر اندازيم
8 سخندانى و خوش خوانى ، نمىورزند در شيراز * بيا « حافظ » كه تا خود را به مُلكى ديگر اندازيم