تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غزليات حافظ ( فارسى ) — صفحة 757

مساهمون:

ص٧٥٧

361 [ ما ز ياران چشم يارى داشتيم ]

1 ما ز ياران چشم يارى داشتيم * خود غلط بود آنچه مىپنداشتيم
2 تا درخت دوستى كى بر دهد ؟ * حاليا رفتيم و تخمى كاشتيم
3 گفت‌وگو آيين درويشى نبود * ورنه با تو ماجراها داشتيم
4 شيوهء چشمت فريب جنگ داشت * ما غلط كرديم و صلح انگاشتيم
5 نكته‌ها رفت و شكايت كس نكرد * جانب حرمت فرونگذاشتيم
6 گلبن حسنت نه خود شد دل‌فروز * ما دم همت بر او بگماشتيم
7 گفت : خود دادى به ما دل « حافظا » * ما مُحصّل بر كسى نگماشتيم