من آن نيم كه دهم نقد دل بهر شوخى * دَرِ خزانه به مهر تو و نشانهء تُست
تو خود چه لُعبتى اى شهسوار شيرين كار * كه تُوسنى چو فلك رام تازيانهء تُست
چه جاى من كه بلغزد سپهر شعبدهباز * ازين حيل كه در انبانهء بهانه تُست
سرود مجلست اكنون فلك برقص آرد * كه شعر حافظ شيرين سُخن ترانهء تُست
[ 35 برو به كار خود اى واعظ اين چه فريادست ]
برو به كار خود اى واعظ اين چه فريادست * مرا فتاد دل از ره ترا چه افتادست
ميان او كه خدا آفريده است از هيچ * دقيقهايست كه هيچ آفريده نگشادست
بكام تا نرساند مرا لبش چون ناى * نصيحت همه عالم به گوش من بادست
گداى كوى تو از هشت خلد مستغنى است * اسير عشق تو از هر دو عالم آزادست
اگر چه مستى عشقم خراب كرد ولى * اساس هستى من زان خراب آبادست
دلا منال ز بيداد و جور يار كه يار * ترا نصيب همين كرد و اين از آن دادست
برو فسانه مخوان و فسون مدم حافظ * كزين فسانه و افسون مرا بسى يادست
[ 36 تا سر زلف تو در دست نسيم افتادست ]
تا سر زلف تو در دست نسيم افتادست * دل سودازده از غُصّه دو نيم افتادست