چون گرم شود ز باده ما را رگ و پى * منّت نبريم يك جواز حاتم طى
ايضا له [ قسّام بهشت و دوزخ آن عقدهگشاى ]
قسّام بهشت و دوزخ آن عقدهگشاى * ما را نگذارد كه درآئيم ز پاى
تا كى بود اين گرگربائى بنماى * سر پنجه دشمنافكن اى شير خداى
ايضا له [ اى كاش كه بخت سازگارى كردى ]
اى كاش كه بخت سازگارى كردى * با جور زمانه يار يارى كردى
از دست جوانيم چو بر بود عنان * پيرى چو ركاب پايدارى كردى
ايضا له [ گر همچو من افتادهء اين دام شوى ]
گر همچو من افتادهء اين دام شوى * اى بس كه خراب باده و جام شوى
ما عاشق و رند و مست و عالمسوزيم * با ما منشين اگر نه بدنام شوى
غلامعلى محبّىنژاد بهمن ماه سال 71