اى پادشاه حُسن خدا را بسوختيم * آخر سؤال كن كه گدا را چه حاجتست
ارباب حاجتيم و زبان سؤال نيست * در حضرت كريم تمنّا چه حاجتست
محتاج قصّه نيست گرت قصد خون ماست * چون رخت از آن تُست به يغما چه حاجتست
جام جهاننماست ضمير مُنير دوست * اظهار احتياج خود آنجا چه حاجتست
آن شد كه بار منّت ملّاح بُردمى * گوهر چه دست داد به دريا چه حاجتست
اى مُدّعى برو كه مرا با تو كار نيست * احباب حاضرند به اعدا چه حاجتست
اى عاشق گدا چو لب روحبخش يار * مىداندت وظيفه تقاضا چه حاجتست
حافظ تو ختم كن كه هُنر خود عيان شود * با مدّعى نزاع و مُحاكا چه حاجتست
[ 34 رواق منظر چشم من آشيانهء تُست ]
رواق منظر چشم من آشيانهء تُست * كرم نما و فرودآ كه خانه خانهء تست
بلطف خال و خط از عارفان ربودى دل * لطيفهاى عجب زير دام و دانه تُست
دلت بوصل گل اى بلبل صبا خوش باد * كه در چمن همه گلبانگ عاشقانهء تست
علاج ضعف دل ما بلب حوالت كن * كه اين مفرّح ياقوت در خزانهء تست
بتن مقصّرم از دولت مُلازمتت * ولى خلاصهء جان خاك آستانهء تست