تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ شيرازى ( فارسى ) — صفحة 89

مساهمون:

ص٨٩
بحاجب در خلوت سراى خاص بگو * فلان ز گوشه نشينان خاك درگه ماست
به صورت از نظر ما اگر چه محجوبست * هميشه در نظر خاطر مرفّه ماست
اگر به سالى حافظ درى زند بگشاى * كه سالهاست كه مشتاق روى چون مه ماست

[ 24 مطلب طاعت و پيمان و صلاح از من مست ]

مطلب طاعت و پيمان و صلاح از من مست * كه به پيمانه‌كشى شهره شدم روز الست
من همان دم كه وضو ساختم از چشمه عشق * چارتكبير زدم يكسره بر هرچه كه هست
مى بده تا دهمت آگهى از سرّ قضا * كه به روى كه شدم عاشق و از بوى كه مست
كمر كوه كمست از كمر مور اينجا * نااميد از در رحمت مشو اى باده‌پرست
بجز آن نرگس مستانه كه چشمش مرساد * زير اين طارم فيروزه كسى خوش ننشست
جان فداى دهنش باد كه در باغ نظر * چمن‌آراى جهان خوش‌تر ازين غُنچه نبست
حافظ از دولت عشق تو سليمانى شد * يعنى از وصل تواش نيست بجُز باد بدست

[ 25 شكفته شد گُل حمرا و گشت بُلبُل مست ]

شكفته شد گُل حمرا و گشت بُلبُل مست * صلاى سرخوشى اى صوفيان باده‌پرست
اساس توبه كه در محكمى چو سنگ نمود * ببين كه جام زُجاجى چه طرفه‌اش بشكست