تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ شيرازى ( فارسى ) — صفحة 414

مساهمون:

ص٤١٤
زلف خاتون ظفر شيفتهء پرچم تست * ديدهء فتح ابد عاشق جولان تو باد
اى كه انشاء عطارد صفت شوكت تست * عقل كلّ چاكر طغراكش ديوان تو باد
طيرهء جلوهء طوبى قد چون سرو تو شد * غيرت خلد برين ساحت ايوان تو باد
نه به تنها حيوانات و نباتات و جماد * هر چه در عالم امرست بفرمان تو باد

ايضا له [ دادگرا ترا فلك جرعه‌كش پياله باد ]

دادگرا ترا فلك جرعه‌كش پياله باد * دشمن دل‌سياه تو غرقه به خون چو لاله باد
وزوهء كاخ رتبتت راست ز فرط ارتفاع * راهروان وهم را راه هزارساله باد
اى مه بُرج منزلت چشم و چراغ عالمى * بادهء صاف دايمت در قدح و پياله باد
چون به هواى مدحتت زهره شود ترانه ساز * حاسدت از سماع آن محرم آه و ناله باد
نه طبق سپهر و آن قرصهء ماه و خور كه هست * بر لب خوان قسمتت سهل‌ترين نواله باد
دختر فكر بكر من محرم مدحت تو شد * مهر چنان عروس را هم بكفت حواله باد

ايضا له [ روح القدس آن سروش فرّخ ]

روح القدس آن سروش فرّخ * بر قبّهء طارم زبرجد
مىگفت سحرگهى كه يا رب * در دولت و حشمت مُخلّد