تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ شيرازى ( فارسى ) — صفحة 352

مساهمون:

ص٣٥٢
حافظا در دل تنگت چو فرودآيد يار * خانه از غير نپرداخته‌اى يعنى چه

[ 421 درِ سراى مُغان رُفته بود و آب‌زده ]

درِ سراى مُغان رُفته بود و آب‌زده * نشسته پير و صلائى بشيخ و شاب زده
سبوكشان همه در بندگيش بسته كمر * ولى ز ترك كله چتر بر سحاب زده
شعاع جام و قدح نور ماه پوشيده * عذار مغبچگان راه آفتاب زده
عروس بخت در آن حجله با هزاران ناز * شكسته كسمه و بر برگ گُل گُلاب زده
گرفته ساغر عشرت فرشتهء رحمت * ز جرعه بر رُخ حور و پرى گلاب زده
ز شور و عربدهء شاهدان شيرن كار * شكر شكسته سمن ريخته رباب زده
سلام كردم و با من به روى خندان گفت * كه اى خماركش مفلس شراب زده
كه اين كند كه تو كردى بضعف همّت و راى * ز گنج خانه شده خيمه بر خراب زده
وصال دولت بيدارتر سمت ندهند * كه خفته‌اى تو در آغوش بخت خواب زده
بيا بميكده حافظ كه بر تو عرضه كنم * هزار صف ز دعاهاى مستجاب زده
فلك جنيبه‌كش شاه نصرت‌الدّينست * بيا ببين ملكش دست در ركاب زده
خرد كه ملهم غيبست بهر كسب شرف * ز بام عرش صدش بوسه بر جناب زده