تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ شيرازى ( فارسى ) — صفحة 350

مساهمون:

ص٣٥٠
شوق لبت برد از ياد حافظ * درس شبانه ورد سحرگاه

[ 418 گر تيغ بارد در كوى آن ماه ]

گر تيغ بارد در كوى آن ماه * گردن نهاديم الحكم للّه
آيين تقوى ما نيز دانيم * ليكن چه چاره با بخت گُمراه
ما شيخ و واعظ كمتر شناسيم * يا جام باده يا قصّه كوتاه
من رند و عاشق در موسم گُل * آنگاه توبه استغفر اللّه
مهر تو عكسى بر ما نيفكند * آيينه رويا آه از دلت آه
الصّبر مرّ و العمر فان * يا ليت شعرى حتّام القاه
حافظ چه نالى گر وصل خواهى * خون بايدت خورد درگاه و بيگاه

[ 419 وصال او ز عُمر جاودان به ]

وصال او ز عُمر جاودان به * خداوندا مرا آن ده كه آن به
به شمشيرم زد و با كس نگفتم * كه راز دوست از دشمن نهان به
بداغ بندگى مردن برين در * بجان او كه از ملك جهان به
خدا را از طبيب من بپرسيد * كه آخر كى شود اين ناتوان به