تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ شيرازى ( فارسى ) — صفحة 310

مساهمون:

ص٣١٠
رموز مستى و رندى ز من بشنو نه از واعظ * كه با جام و قدح هر دم نديم ماه و پروينم

[ 357 در خرابات مُغان نور خدا مىبينم ]

در خرابات مُغان نور خدا مىبينم * اين عجب بين كه چه نورى ز كجا مىبينم
جلوه بر من مفروش اى ملك الحاج كه تو * خانه مىبينى و من خانه خدا مىبينم
خواهم از زُلف بتان نافه‌گشائى كردن * فكر دورست همانا كه خطا مىبينم
سوز دل اشك روان آه سحر نالهء شب * اين همه از نظر لطف شما مىبينم
هر دم از روى تو نقشى زندم راه خيال * با كه گويم كه درين پرده چها مىبينم
كس نديدست ز مشك ختن و نافهء چين * آنچه من هر سحر از باد صبا مىبينم
دوستان عيب نظربازى حافظ مكنيد * كه من او را ز مُحبّان شما مىبينم

[ 358 غم زمانه كه هيچش كران نمىبينم ]

غم زمانه كه هيچش كران نمىبينم * دواش جز مى چون ارغوان نمىبينم
به ترك خدمت پير مغان نخواهم گفت * چرا كه مصلحت خود در آن نمىبينم
ز آفتاب قدح ارتفاع عيش بگير * چرا كه طالع وقت آن‌چنان نمىبينم
نشان اهل خدا عاشقيست با خود دار * كه در مشايخ شهر اين نشان نمىبينم