تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ شيرازى ( فارسى ) — صفحة 266

مساهمون:

ص٢٦٦
وقتست كز فراق تو و سوز اندرون * آتش در افكنم به همه رخت‌وپخت خويش
اى حافظ ار مراد مُيسّر شدى مدام * جمشيد نيز دور نماندى ز تخت خويش

[ 292 قسم به حشمت و جاه و جلال شاه‌شجاع ]

قسم به حشمت و جاه و جلال شاه‌شجاع * كه نيست با كسم از بهر مال و جاه نزاع
شراب خانگيم بس مى مغانه بيار * حريف باده رسيد اى رفيق توبه وداع
خداى را بميم شست‌وشوى خرقه كُنيد * كه من نمىشنوم بوى خير ازين اوضاع
ببين كه رقص كنان مىرود بنالهء چنگ * كسى كه رخصه نفرمودى استماع سماع
بعاشقان نظرى كن بشكر اين نعمت * كه من غلام مطيعم تو پادشاه مطاع
بفيض جرعهء جام تو تشنه‌ايم ولى * نمىكنم دليرى نمىدهم صداع
جبين و چهرهء حافظ خدا جدا مكناد * ز خاك بارگه كبرياى شاه شجاع

[ 293 بامدادان كه ز خلوتگه كاخ ابداع ]

بامدادان كه ز خلوتگه كاخ ابداع * شمع خاور فكند بر همه اطراف شعاع
بركشد آينه از جيب افق چرخ و در آن * بنمايد رُخ گيتى بهزاران ابداع
در زواياى طرب‌خانه جمشيد فلك * ارغنون ساز كند زهره به آهنگ سماع