تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ شيرازى ( فارسى ) — صفحة 261

مساهمون:

ص٢٦١
رموز مصلحت ملك خسروان دانند * گداى گوشه‌نشينى تو حافظا مخروش

[ 284 هاتفى از گوشهء ميخانه دوش ]

هاتفى از گوشهء ميخانه دوش * گفت ببخشند گنه مى بنوش
لطف الهى بكند كار خويش * مژدهء رحمت برساند سروش
اين خرد خام بميخانه بر * تا مى لعل آوردش خون به جوش
گرچه وصالش نه بكوشش دهند * هر قدر اى دل كه توانى بكوش
لطف خدا بيشتر از جرم ماست * نكتهء سربسته چه دانى خموش
گوش من و حلقهء گيسوى يار * روى من و خاك در مىفروش
رندى حافظ نه گناهيست صعب * با كرم پادشه عيب پوش
داور دين شاه شجاع آنكه كرد * روح قدس حلقه امرش به گوش
اى ملك العرش مرادش بده * وز خطر چشم بدش دار گوش

[ 285 در عهد پادشاه خطابخش جرم‌پوش ]

در عهد پادشاه خطابخش جرم‌پوش * حافظ قرابه‌كش شد و مفتى پياله‌نوش
صوفى ز كنج صومعه با پاى خم نشست * تا ديد محتسب كه سبو مىكشد بدوش