دل برگرفته بودم از ايّام گل ولى * كارى بكرد همّت پاكان روزهدار
دل در جهان مبند و بمستى سؤال كن * از فيض جام و قصّهء جمشيد كامكار
جز نقد جان بدست ندارم شراب كو * كان نيز بر كرشمهء ساقى كنم نثار
خوش دولتى است خرّم و خوش خسروى كريم * يا رب ز چشم زخم زمانش نگاه دار
مى خور بشعر بنده كه زيبى دگر دهد * جام مُرصّع تو بدين دُرّ شاهوار
گر فوت شد سحور چه نقصان صبوح هست * از مى كنند روزهگشا طالبان يار
زآنجاكه پردهپوشى عفو كريم تُست * بر قلب ما ببخش كه نقديست كمعيار
ترسم كه روز حشر عنان بر عنان رود * تسبيح شيخ و خرقهء رند شراب خوار
حافظ چو رفت روزه و گل نيز مىرود * ناچار باده نوش كه از دست رفت كار
[ 247 صبا ز منزل جانان گذر دريغ مدار ]
صبا ز منزل جانان گذر دريغ مدار * و زو بعاشق بيدل خبر دريغ مدار
بشكر آنكه شكفتى بكام بخت اى گل * نسيم وصل ز مُرغ سحر دريغ مدار
حريف عشق تو بودم چو ماه نو بودى * كنون كه ماه تمامى نظر دريغ مدار
جهان و هر چه درو هست سهل و مُختصرست * ز اهل معرفت اين مختصر دريغ مدار