تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ شيرازى ( فارسى ) — صفحة 235

مساهمون:

ص٢٣٥

[ 245 الا اى طوطى گوياى اسرار ]

الا اى طوطى گوياى اسرار * مبادا خاليت شكّر ز منقار
سرت سبز و دلت خوش باد جاويد * كه خوش نقشى نمودى از خط يار
سخن سربسته گفتى با حريفان * خدا را زين معمّا پرده بردار
به روى ما زن از ساغر گلابى * كه خواب‌آلوده‌ايم اى بخت بيدار
چه ره بود اين كه زد در پرده مطرب * كه مىرقصند با هم مست و هشيار
از آن افيون كه ساقى در مى افكند * حريفان را نه سر ماند نه دستار
سكندر را نمىبخشند آبى * به زور و زر ميسّر نيست اين كار
بيا و حال اهل درد بشنو * بلفظ اندك و معنىّ بسيار
بت چينى عدوى دين و دلهاست * خداوندا دل و دينم نگه دار
بمستوران مگو اسرار مستى * حديث جان مگو با نقش ديوار
بيمن دولت منصور شاهى * علم شد حافظ اندر نظم اشعار
خداوندى بجاى بندگان كرد * خداوندا ز آفاتش نگه دار

[ 246 عيدست و آخر گل و ياران در انتظار ]

عيدست و آخر گل و ياران در انتظار * ساقى به روى شاه ببين ماه و مى بيار