تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ شيرازى ( فارسى ) — صفحة 234

مساهمون:

ص٢٣٤
ساقى بيا كه عشق ندا مىكند بلند * كان‌كس كه گفت قصّه ما هم ز ما شنيد
ما باده زير خرقه امروز مىخوريم * صد بار پير ميكده اين ماجرا شنيد
ما مى ببانگ چنگ نه امروز مىكشيم * بس دَور شد كه گنبد چرخ اين صدا شنيد
پند حكيم محض صوابست و عين خير * فرخنده آن كسى كه بسمع رضا شنيد
حافظ وظيفه تو دعا گفتنست و بس * در بند آن مباش كه نشنيد يا شنيد

[ 244 معاشران گره از زلف يار باز كنيد ]

معاشران گره از زلف يار باز كنيد * شبى خوشست بدين قصّه‌اش دراز كنيد
حضور خلوت انس است و دوستان جمعند * و ان يكاد بخوانيد و در فراز كُنيد
رباب و چنگ ببانگ بُلند مىگويند * كه گوش هوش به پيغام اهل راز كنيد
بجان دوست كه غم پرده بر شما ندرد * گر اعتماد بر الطاف كارساز كنيد
ميان عاشق و معشوق فرق بسيارست * چو يار ناز نمايد شما نياز كنيد
نخست موعظهء پير صحبت اين حرفست * كه از مصاحب ناجنس احتراز كنيد
هر آن كسى كه در اين حلقه نيست زنده بعشق * برو نمرده بفتوىّ من نماز كنيد
و گر طلب كند انعامى از شما حافظ * حوالتش بلب يار دلنواز كنيد