تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ شيرازى ( فارسى ) — صفحة 232

مساهمون:

ص٢٣٢
عدل سلطان گر نپرسد حال مظلومان عشق * گوشه‌گيران را از آسايش طمع بايد بريد
تير عاشق‌كش ندانم بر دل حافظ كه زد * اين قدر دانم كه از شعر ترش خون مىچكد

[ 241 معاشران ز حريف شبانه ياد آريد ]

معاشران ز حريف شبانه ياد آريد * حقوق بندگى مُخلصانه ياد آريد
بوقت سرخوشى از آه و نالهء عشّاق * بصوت و نغمهء چنگ و چغانه ياد آريد
چو لطف باده كند جلوه در رُخ ساقى * ز عاشقان بسرود و ترانه ياد آريد
چو در ميان مراد آوريد دست اميد * ز عهد صحبت ما در ميانه ياد آريد
سمند دولت اگر چند سركشيده رود * ز همرهان بستر تازيانه ياد آريد
نمىخوريد زمانى غم وفاداران * ز بىوفائى دور زمانه ياد آريد
بوجه مرحمت اى ساكنان صدر جلال * ز روى حافظ و اين آستانه ياد آريد

[ 242 بيا كه رايت منصور پادشاه رسيد ]

بيا كه رايت منصور پادشاه رسيد * نويد فتح و بشارت به مهر و ماه رسيد
جمال بخت ز روى ظفر نقاب انداخت * كمال عدل بفرياد دادخواه رسيد
سپهر دور خوش اكنون كند كه ماه آمد * جهان بكام دل اكنون رسد كه شاه رسيد