تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ شيرازى ( فارسى ) — صفحة 116

مساهمون:

ص١١٦
جمال دختر رز نور چشم ماست مگر * كه در نقاب زجاجىّ و پردهء عنبيست
هزار عقل و ادب داشتم من اى خواجه * كنون كه مست خرابم صلاح بىادبيست
بيار مى كه چو حافظ هزارم استظهار * بگريهء سحرىّ و نياز نيم شبيست

[ 65 خوش‌تر ز عيش و صحبت و باغ و بهار چيست ]

خوش‌تر ز عيش و صحبت و باغ و بهار چيست * ساقى كجاست گو سبب انتظار چيست
هر وقت خوش كه دست دهد مغتنم شمار * كس را وقوف نيست كه انجام كار چيست
پيوند عُمر بسته بموئيست هوش دار * غمخوار خويش باش غم روزگار چيست
معنىّ آب‌زندگى و روضهء ارم * جُز طرف جويبار و مى خوشگوار چيست
مستور و مست هر دو چو از يك قبيله‌اند * ما دل بعشوهء كه دهيم اختيار چيست
راز درون پرده چه داند فلك خموش * اى مدّعى نزاع تو با پرده‌دار چيست
سهو و خطاى بنده گرش اعتبار نيست * معنىّ عفو و رحمت آمرزگار چيست
زاهد شراب كوثر و حافظ پياله خواست * تا در ميانه خواستهء كردگار چيست

[ 66 بنال بُلبُل اگر با منت سر ياريست ]

بنال بُلبُل اگر با منت سر ياريست * كه ما دو عاشق زاريم و كار ما زاريست
ديوان حافظ شيرازى ( فارسى ) — صفحة 116 | شمس الدين حافظ