انبيا نكردند و بعضى هم كه كردند آراء و هميهء خود را در اوامر و نواهى آنها داخل نمودند .
و چنان كه تعيين نبوت و نبى و رسالت و رسول با خلايق نيست وصايت و وصى نتواند بود زيرا كه از ادراك اين مرتبه عاجزند و عارف بمرتبهء كماليهء او نيستند .
و چنان كه نبى فاقد هيچ مرتبهء از كمالات وجود نباشد خليفهء او هم فاقد نتواند بود و الا ترجيح مرجوح بر راجح لازم آيد و اگر پيغمبرى با امت خود در امرى مشورت كرده باشد يا امر و تأكيد باجماع و شورا نموده باشد مضايقه نيست و بلكه بجاست و در آن حكمتهاى بسيار كه ارباب عقول دانند و ذكرش از مطلب ما خارجست اينقدر هم كه ذكر شد قصد نداشتم و از مطلب خارج بود رفته رفته سخن باينجا رسيد رجوع به اصل مطلب كنيم .
اسرار المعارف ( فارسى ) — صفحة رساله ميزان المعرفه 84
مساهمون: محمد حسن بن محمد باقر صفى عليشاه
صرساله ميزان المعرفه ٨٤