عقل و تحقيق محقق هر يك از موجودات را خاصيتى است و كمالش در ظهور و تماميت آن خاصيت چون اسب در دويدن و شمشير در بريدن و شراب در مست كردن اگر اسب را هنرى در دويدن و ساير اوصاف مخصوصهء او نباشد جزء چهارپايان باركش شود و شمشيريكه نبرد و خاصيت خود ندهد بجاى ميخ يا انبر يا كارد مطبخ به كار رود و از رتبهء خود متنزل بود و شرابى كه سكر ندهد آبيست پليد نه بجاى آب توان خورد و نه چيزى به آن توان شست و همچنين انسانيكه بخاصيت خود نباشد بهيمهايست كه قدرش از بهائم كمتر بود و او را مصرفى نباشد .
چون بر اينمقدمه وقوف يافتى اكنون بدانكه حاصل دعوت انبياء عليهم السلام يكى وضع شريعت و نظم ملك و رسم مدنيت و اصلاح دنيويت بوده و يكى تكميل تربيت نفوس بمراتب آدميت و نمودن راه و رسم معرفت و رساندن از مجاز بحقيقت و چون در كل اعصار مردمان اغلب وحشىصفت بودند و از مراتب آدميت دور و بى خبر الا نادر .
لهذا نفوس كامله وضع قاعد مدنيت و تكميل مراتب صورت را بر اصل مقصود و مراد در تربيت عباد مقدم داشتند و به قدر ظرفيت زمان و اندازهء حال مردمان ناموس گذاشتند تا هر كس رفاهيت خود را در حفظ و حراست آن ناموس دانسته و با هم اتفاق نموده ملت شوند و ضمنا خواص آنملت از مقدمه باصل نتيجه پى برند اگر ميخواستند حاصل دعوت را بر عموم ناس ختم نمايند ممتنع مينمود از آنكه ادراك عامه به آن مرتبه نميرسيد و ليكن در ضمن قواعد صورت بيان معانى و حقايق را هم نمودند تا ناتمامى از هيچ جهة در تكميل نفوس نباشد و اگر ذوق سلوك در كسى يافت شود راه بدست باشد و هر آنچه از قبايح نفس موجب فساد ملك و اختلال قواعد كلى بود در آنها مكافات و حد قرار
اسرار المعارف ( فارسى ) — صفحة رساله ميزان المعرفه 86
مساهمون: محمد حسن بن محمد باقر صفى عليشاه
صرساله ميزان المعرفه ٨٦