كه دارد چون قصد نان كند از وجه افراط بر در هر دكانى رود و حلاج و علاف را هم خباز تصور كند .
و يا از حيث تفريط از اصل انكار خباز كند و گويد هيچ در اين شهر خباز نيست و اگر خباز گويد نان چيز مجهولى نيست اينها همه نان است كه من دارم گويد اين حرف را بىشاهد و بينه قبول نكنم مقصود از اين مطلب اين بود كه طلب هر چيزى را از روى علم و بصيرت بايد كرد و جاهل از افراط و تفريط چاره ندارد .
هيچ امرى در عالم بىاصول و قانون و استاد نيست .
( اين مدعيان در طلبش بيخبرانند )
( لطيفه در بيان خلافت ) عامهء اهل اسلام گويند پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله خليفه معين نكرد و مردم اجماع بر خلافت ابوبكر رضى اللّه عنه كردند از آنكه وجود خليفه را بعد از رسول صلّى اللّه عليه و إله و سلّم واجب دانستند و متمسك بحديث ( لا يجمع امتى على الخطاء ) شدند
ما انكار فضيلت ابوبكر رضى إله عنه را نداريم و ليكن در اين باب ايرادها است گوئيم اگر پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله و سلّم خليفه بعد از خود لازم نميدانست كه تعيين نكرد .
امرى را كه او لازم ندانست امت چگونه لازم دانستند و اگر لازم و واجب بود خودش چرا نكرد .
تعيين امر واجب بر خدا و رسولست نه بر خلق و چنانچه ساير احكام بعقل و اجماع خلق نبود تعيين خليفه او هم نبايد باجماع خلايق شود
اسرار المعارف ( فارسى ) — صفحة اسرار المعارف 56
مساهمون: محمد حسن بن محمد باقر صفى عليشاه
صاسرار المعارف ٥٦